عطا ملك جوينى
336
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
ابن ميمون قدّاحى است كه معاصر حضرت صادق و از رجال اواسط قرن دوّم بوده است ، و اين محال است زيرا بشهادت صريح دستور المنجّمين از كتب معتبرهء خود اسمعيليّه چنان كه مشروحا گذشت عبد اللّه بن ميمون قدّاح از خواصّ اصحاب حضرت صادق و پدرش ميمون قدّاح از خواصّ اصحاب امام محمّد باقر بوده است پس فرض تعدّد شخصين مطلقا غيرممكن است ، و يا بايد گفت كه صاحب الفهرست را « 1 » در تعيين عصر عبد اللّه ابن ميمون قدّاح سهو عظيمى روى داده و زمان او را قريب يك قرن مؤخّرتر از آنچه در واقع بوده فرض كرده است « 2 » ، و يا آنكه مؤلّف مزبور عبد اللّه بن ميمون قدّاح را بيكى از اعقاب متعدّدهء او كه اسامى ايشان در سياق همان عبارت ( رجوع شود بص سابق ) مسطور است مثلا باحمد بن محمّد بن عبد اللّه بن ميمون قدّاح يا حسين [ بن احمد ] « 3 » ابن عبد اللّه مذكور يا سعيد بن حسين مذكور كه عصر ايشان
--> ( 1 ) يا على الأظهر مأخذ اصلى او ابن رزام را ، ( 2 ) اگر كسى گويد كه شايد اين اشتباه از نسّاخ بوده نه از مؤلّف يعنى شايد اصل عبارت الفهرست « سنة احدى و ستّين و مائة » بوده و سپس بواسطهء تحريف نسّاخ « مائة » به « مائتين » تبديل يافته است ، در جواب گوئيم اين احتمال بكلّى باطل است زيراكه ابن النّديم در سياق همان عبارت بلافاصله قبل عبد اللّه بن ميمون قدّاح را با قرمط معروف مؤسّس مذهب قرامطه معاصر شمرده است و قرمط چنان كه معلوم است تا سنهء 286 در حيات بوده است پس واضح است كه در اعداد سنهء 261 ابدا سهو و اشتباهى نيست اگر اشتباهى هست بتقريرى كه در متن نموديم يا در تعيين عصر عبد اللّه بن ميمون است كه قريب يك مائة مؤخّرتر از آنچه بوده فرض شده يا در شخص خود اوست كه بيكى از اعقاب او التباس شده است ، ( 3 ) نام احمد قطعا از عبارت الفهرست سقط شده زيرا در فصلى كه مقريزى در اتّعاظ الحنفاء ص 11 - 14 از قول شريف اخو محسّن نقل كرده و بتصريح خود او يعنى مقريزى عين همين فصلى است كه صاحب الفهرست از ابن رزام نقل نموده در مورد ما نحن فيه ( اتّعاظ ص 13 ) نام اين شخص حسين بن احمد بن عبد اللّه مسطور است نه حسين بن عبد اللّه ، و همچنين است بعينه در الفرق بين الفرق بغدادى ص 267 ،